|
آن چه نپايد، دلبستگي را نشايد
|
قبل از همه از دوستاني كه در اين دوسالانه عكس داشتند و عكسها و مجموعه هايشان خوب بود عذرخواهي ميكنم و عرض ميكنم كه اين نوشته مربوط به بخشي نمايشگاه است كه آثار آن مغاير با شئونات حرفه اي و هنري است!! كه البته بخش اعظم اين فاجعه ـ دوسالانه ـ است.
گاهي انسان آرزو ميكند كه اي كاش آن پدرسوخته روس دوربين را به ايران نميآورد و ناصرالدين شاه به عكاسي علاقمند نميشد و ما هم مثل عربستان اين هنر مقدس را پس ميزديم تا روزي را نبينيم كه دستشويي يك خانه به عنوان اثر هنري به خوردمان داده شود و اين انتخاب از سوي استادان اين رشته و كساني كه درس هنر ميدهند به عنوان خلاقيت !! معرفي گردد.افسوس
اما خدا را شكر كه عكاسي آمد ،كه غير از كارهاي بيهوده اي كه اين همه سال عكاسان واقعي ايران انجام دادند ،عده اي هم توانستند كارهاي بزرگي مثل دوسالانه عكس ، اكسپو يا جمع آوري مجاني عكس انجام دهند و يا شاگرد بگيرند و بعد بگويند ببينيد چه هنرمندهاي خوبي تربيت كرديم.
در هر حال بنده پس از رويت برخي از اين آثار كمي دچار اختلال حواس شدم كه البته طبق معمول گذراست و به اين فكر كردم كه اگر دوسالانه عكس ميتوانست شناسنامه عكاسي ما باشد (كه خدا را شكر نيست)بايد بر روي اين شناسنامه مهر ابطال زد...
عكسهاي دوسالانه